شخصی در حالی که ترسیده و وحشت زده بود به خانهای پناه میبرد. صاحب خانه به مرد گفت:انشالله خیر است که بدن تو مانند دست پیر میلرزد و این گونه ترسیدهای. اتفاقی افتاده و چرا فرار میکنی و چرا رنگ از چهرهات پریده و ترسیدهای. آن مرد ترسیده گفت:امروز برای بیگاری شاه سرکش و ستمگر در شهرها خر میگیرند. صاحب خانه به آن مرد وحشت زده گفت:ای برادر گیرم که خر میگیرند وقتی که تو خر نیستی برو و از این موضوع ناراحت مباش. آن مرد گفت:اینها به اندازهای در گرفتن خر جدی و کوشا هستند که اگر مرا به جای خر بگیرند جای تعجب نیست. این قدر برای گرفتن خر جدی هستند و چنان اقدام کردهاند که راستی قدرت تشخیص آنها از بین رفته است.از آنجا که انسان های نالایق در راس کار و سرور ما می باشند، به دلیل نادانی صاحب خر را به جای خر میبرند.
استخدام یا ادامه تحصیل ...
ما را در سایت استخدام یا ادامه تحصیل دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 300
تاريخ: شنبه
18 خرداد
1398 ساعت: 11:52