مردي صبح از خواب بيدار شد و ديد تبرش ناپديد شده. شك كرد كه همسايهاش آن را دزديده باشد، براي همين تمام روز او را زير نظر گرفت.
متوجه شد كه همسايهاش در دزدي مهارت دارد، مثل يك دزد راه مي رود، مثل دزدي كه ميخواهد چيزي را پنهان كند، پچ پچ ميكند، آن قدر از شكش مطمئن شد كه تصميم گرفت به خانه برگردد، لباسش را عوض كند، نزد قاضي برود و شكايت كند .
اما همين كه وارد خانه شد، تبرش را پيدا كرد. زنش آن را جابه جا كرده بود. مرد از خانه بيرون رفت و دوباره همسايهاش را زير نظر گرفت و دريافت كه او مثل يك آدم شريف راه ميرود، حرف ميزند، و رفتار ميكند.

استخدام یا ادامه تحصیل ...
ما را در سایت استخدام یا ادامه تحصیل دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 245
تاريخ: جمعه
30 فروردين
1398 ساعت: 10:12